واژه نامه پیچ و مهره

واژه نامه اتصالات رزوه ای

معانی و اصطلاحات پیچ و مهره ها

 

پیچ  –  مهره  – واشر – کرپی یو بولت  – پیچ و مهره های راهسازی – کرپی الواتور  – زنجیر الواتور

 

Angle Controlled Tightening:

کنترل زاویه ای روشی است برای پیش تنیده کردن اتصال که ابتدا مهره با دست تا حد امکان محکم گردیده ، و سپس قسمتی از پیچ و مهره در یک راستا علامتگذاری می شود؛ به عنوان مثال، یک دور کامل مهره موجب اعمال ۵۰ نیوتن متر گشتاور به اتصال میگردد. به این ترتیب، توسط کنترل زاویه چرخش مهره به دور پیچ، گشتاور لازم (Proof loud) به اتصال اعمال میگردد.

 


Bearing Stress:

فشاری است که به طور مستقیم بر سطح درگیر اتصال عمل کرده و در اثر اعمال نیرو به پیچ و مهره ایجاد می گردد.

 


Black Bolt and Nuts:

واژه سیاه در این اصطلاح، به معنای وجود رواداری یا تلرانس بیشتر بوده و لزوما به معنی رنگ نهایی پیچ و مهره نمی باشد. به عبارت دیگر، این اصطلاح برای اتصالات غير دقیق به کار میرود.

 


Bolt:

در مورد پیچهای رزوه ای به کار میرود که دارای گل یا سر بوده و با مهره استفاده میشود.

 


Electroplating:

همان آبکاری است که برای جلوگیری از خوردگی و افزایش مقاومت سایشی، فیلمی از فلزاتی مانند نیکل، کرم، روی یا کادمیوم بر روی پیچ و مهره می نشانند.

 


Clamping Force:

نیروی فشاری است که یک پیچ یا مهره به اتصال اعمال میکند.

 


Class of Fit:

میزان جذب و جفت بودن رزوهای یک اتصال دهنده مانند پیچ و مهره، که با علائمی مثل (۶g_7H) و … نمایش داده می شوند.

 


Decompression Point:

وافشردگی، در نمودار تنش کرنش، نقطه ای است که پایین تر از نقطه تسليم قرار داشته و هرچه بالاتر و به نقطه تسلیم نزدیک تر باشد، بهتر است زیرا در این نقطه، فشاری که به سطوح مشترک اتصال وارد می شود ناچیز بوده و اگر نیروی اعمالی از نقطه وافشردگی بیشتر شود، بازدهی اتصال کاهش یافته و بین آن فاصله ایجاد می گردد.

 


Direct Tension Indicators:

یکی از روش های اعمال گشتاور لازم به اتصال است که در آن، واشری با برجستگی را در اتصال قرار داده، محکم میکنند تا برجستگی ها دچار لهیدگی شوند، سپس با فیلرهای مخصوص، فاصله بين اتصال و در نتیجه گشتاور مطلوب بررسی می گردد.

 


Driving Recess:

آچارخور، محلی از گل پیچ که آچار در آن قرار میگیرد.

 


Effective Diameter:

قطر سیلندر فرضی هم محور با رزوه ها که از وسط ارتفاع رزره عبور میکند. نام دیگر آن قطر گام (Pitch Diameter) است.

 


Embedment:

تغییر شکل پلاستیکی موضعی که در نزدیکی محل اتصال پیچ و مهره، و با رزوه ها ایجاد می شود.

 


External Thread:

رزوهایی هستند که بر محیط خارجی یک استوانه مانند پیچها، Stud ها یا بولت ها ایجاد میگردند.

 


Grip Length:

فاصله بین سطح زیرین مهره تا سطح تحمل کنند، بار در پیچ، که می تواند شامل واشر با گسکت (Gasket) باشد.

 


H.V:

پیچهای کلاس ۱۰ . ۹ و با مهره های کلاس ۱۰ که ابعادی بزرگتر از معمول داشته و برای اتصالات اصطکاکی در سازه های فلزی بکار می روند و استاندارد آنها ۶۹۱۴DIN و ۶۹۱DIN است.

 


Hydrogen Embrittlement:

تردی هیدروژنی، در فرآیند آبکاری و در اثر عدم آماده سازی مناسب و با اجرای نامناسب فرآیند (به علت در معرض هیدروژن قرار گرفتن و جذب آن ایجاد می گردد.

 


Impact Wrench:

ابزاری است عمدتا بادی یا برقی که برای اعمال گشتاور و محکم نمودن پیچ و مهره به کار می رود.

 


Integral Fastener:

برخی از پیچ و مهره ها به واسطه شکل خام رزوه هایشان، نسبت به لق شدن مقاوم هستند.

 


Internal Thread:

رزوه هایی که درون سوراخها شکل می گیرند، رزوه های داخلی نام دارد.

 


K Factor:

این ضریب در سیستم متریک، برابر ۲/• بوده و در فرمول
T= KDF
به کار می رود. در این فرمول: Tگشتاور محکم نمودن پیچ (برحسب نیوتن متر)، D قطر پیچ (بر حسب متر) و F بروی پیش تنیدگی (برحسب نیوتن) میباشد.

 


Lefthand Thread:

رروهای که جهت پیچش آن برخلاف جهت عقربه ساعت باشد.

 


Length of Engagement:

فاصله ای است از رزو، خارجی که با یک رزوه داخلی درگیر و در تماس باشد.

 


Locknut:

 

مهره قفل شونده دارای ۳ معنی زیر میباشد

الف) مهره ای که بواسطه شکل هندسی خود که شبیه فلنج بوده، از لق شدن ناشی از لرزش جلوگیری می نماید.

ب) مهره ای با ضخامت کم که برای قفل کردن مهره ای با ضخامت بیشتر به کار می رود.

ح) مهره ای که به واسطه زایده پلاستیکی درون خود از لق شدن اتصال جلوگیری می نماید.

 


Major Diameter:

همان قطر استوانه فرضی است که بر قله رزوه ها منطبق میگردد؛ به عبارت دیگر فاصله ن
قله به قله رزوه، قطر خارجی با قطر بزرگ نام دارد.

 


Mean shift:

اختلاف بین مقدار گشتاور ایجاد شده توسط یک روش یکسان برای محکم نمودن در یک اتصال سخت و یک اتصال نرم.

یک اتصال سخت، مقدار گشتاور بیشتری را ایجاد میکند و هرچه این اختلاف کمتر باشد، رسیدن به مقدار معین گشتاور آسان تر است.

 


Minor Diameter:

قطر استوانه فرضی است که بر ریشه رزوه های خارجی یا قله رزوه های داخلی منطبق می باشد.

 


Nicked Threads:

رزوه های لب پریده با آسیب دیده ای که با افزایش قطر و برای رزوه های ریز (Fine) گسترش می یابند. برای پذیرش باید از گیج برو عبور کنند. حد پذیرش آن در استاندارد SAE J123 آمده
است.

 


Nominal Diameter:

قطر اسمی است که برابر است با قطر خارجی رزره ها با قطر ساق.

 


Nut Dilation:

رفتار گوه ای شکل رزوه ها تحت بار که موحب اتساع مهره و در نتیجه افزایش قطر کوچک آن و کاهش مساحت برشی موثر رزوه های خارجی و داخلی می گردد.

 


Octugon llead:

پیچی است با سری ۸ وجهی.

 


Overtapping:

قلاویز کردن و به دنبال آن پوشش دهی رزوه ها به منظور منطبق شدن رواداری های رزوهها با مشخصات فنی پروژه، که عملا در مورد رزوه های داخلی به کار رفته و برای سازگاری ابعادی پیج و مهره استفاده میشود.

 


Pitch:

فاصله اسمی بین دو رزوه مجاور (قله تا قله با ریشه تا ریشه).

 


Point Set:

نوک یا گلویی انتهای پیچ .

 


Preload:

تنشی که با محکم کردن اتصال برای بار اول ایجاد شده و بعد از یک دوره زمانی، ممکن است کاهش می یابد.

 


Prevailing Torque:

گشتاور موردنیاز برای به جلو بردن مهره روی رزوه (در برخی از انواع مهرها) که برای جلوگیری از لقي حاصل از لرزش حاصل شده اند. این مقاومت به لقی، بر اثر وجود زایده ای پلاستیکی و یا شکل هندسی غیر مدور مهره ایجاد می گردد.

 


Proof load:

نیرویی است که پیچ یا مهره باید در طول محور خود تحمل کند بدون آنکه تغییر شکل دائمی یا هرز شدن رزوه ها اتفاق بیفتد و کمی کمتر از تنش تسلیم است.

 


Reduced Shank Bolt:

پیچی که قطر ساق آن کوچک تر از قطر اسمی پیچ است. معمولا قطر ساق چنین پیچهایی، تقریبا برابر با قطر موثر رزوه ها می باشد.

 


Rolled Thread:

رزوه ای که با روش نورد ایجاد شده باشد نه روش ماشینکاری.

استحکام مکانیکی در این نوع رزوهها بیشتر بوده و عملیات نورد باید قبل از هر نوع عملیات حرارتی انجام پذیرد.

 


Runout:

آخر رزوه، جایی که رزوه تمام شده و بدنه صاف شروع میشود.

 


Screw:

نوعی پیچ است که بدون مهره به کار می رود. به عبارت دیگر، برای اتصال به رزوه های داخلی مانند سوراخ های رزوه شده مورد استفاده قرار میگیرد (مانند پیچ های خودکار).

 


Sems:

مجموعه یک پیچ بدون مهره به همراه واشر.

 


Set Screw:

استوانه ای رزوه شده و بدون سر، که برای جلوگیری از حرکت یک چرخ دنده، مغزی، خار و غیره بر روی یک شفت به کار می رود.

 


Shank:

قسمت رزوه نشده بین سر پیچ و رزوه های آن، که به ساق نیز معروف است.

 


Snugging:

فرآیند کشیده شدن اجزای یک اتصال به طرف یکدیگر

 


Socket Head Cap Screw:

پیچ خزیه دار (دارای سر حفره دار) که به آلن نیز معروف است. به علت استحکام بالا (۱۰۹ و ۱۲۹Grade) معمولا در اجزای ماشین آلات استفاده می شود.

 


Step-Lock Bolt:

پیچ های مقاوم به لق شدگی

 


Stress Area:

سطح مقطع موثری از برش عرضی یک پیچ، که در معرض نیروی کششی قرار گرفته است.

 


Structural Bolt:

نوعی پیچ که در صنایع ساختمانی به کار رفته و دارای گلی بزرگتر از پیچ های معمولی میباشد. این نوع پیچ، با داشتن طول کنترل شده ای از رزوهها، مقاومت برشی پیچ را بهبود می بخشد.

 


Stud:

نوعی پیچ (Fastener) بدون سر، که هر دو سر آن رزره شده و ممکن است قسمت میانی آن بدون رزوه باشد.

 


Thread Crest:

قله رزوه، بالاترین قسمت یک رزوه است. در مورد رزوه های داخلی، منطقه ای است که قطر داخلی را تشکیل میدهد.


Thread Flank:

منطقه ای از رزوه که قله و ریشه آنرا به هم متصل می نماید، قسمت شیبدار با دامنه رزوه

 


Thread Height:

فاصله بین قطرهای بزرگ و کوچک (فاصله بین ریشه تا قله).


Thread Length:

طولی از پیچ که دارای رزوه می باشد.


Thread Root:

پایین ترین قسمت رزوه که در رزوه های خارجی، برای جلوگیری از ایجاد خستگی، آنرا به صورت انحنادار (و نه به صورت تیز) ایجاد میکنند.

 


Thread Runout:

ناحیه انتهایی ساق رزوه شده که تا عمق کامل رزوه نشده و درست قبل از اولین رزوه کامل میباشد.

 


Thread locker:

هرنوع اتصال دهنده ای که نسبت به لقی در اثر لرزش، مقاوم باشد. بنابراین عمدتا به چسب های مقاوم کننده در برابر لق شدگی گفته میشود.

 


Tolerance Class:

ترکیبی است از یک عدد، که نشانگر درجه رواداری، و یک حرف، که نشانگر انحراف از پایه می باشد.

 


Tolerance Grade:

اختلاف بین حداکثر و حداقل شرایط ابعادی آلیاژ اتصال دهنده برای اعمال رواداری، که در سیستم متریک به صورت یک عدد نشان داده میشود.

 


Torque Multiplier:

جعبه دنده ای که مقدار گشتاور اعمال شده توسط آچار دستی را افزایش میدهد.

 


Torque Wrench:

آچاری دستی که همراه نشانگری بوده تا گشتاور انتقالی به پیچ و مهره را نشان دهد.
عدد موردنظر را می توان روی آچار تنظیم نمود، به طوری که آچار با اعمال گشتاوری بیش از آن عدد. عمل نکند.


U Bolt:

اتصال دهندهایU شکل برای کاربرد در قطعات آویزان و نواحی مشابه در وسایل نقلیه و…

 


Ultrasonic Extensometer:

ابزاری فراصوتی، که تغییرات طول پیچ را بر اثر اعمال نیرو اندازه گیری مینماید.

 


Waisted shnak Bolt:

پیچی که قطر آن از قطر کوچک رزوه ها است. اغلب، ساق این نوع پیچها، ۹/• برابر قطر ریشه رزوهایشان می باشد.

 


Wire Insert:

زائدهای رزوه شده از جنس آلومینیوم با روی، که برای افزایش مقاومت به هرز شدن در رروهای داخلی کار گذاشته می شود.

 


Zince Electroplating:

روشی از پوشش دهی توسط فلز روی، که با آبکاری روی پیچ، نرخ خوردگی آنرا کاهش میدهند.

 

 


صنایع کوبن پیچ

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا